علي محمد ميرجليلى

300

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

رؤيت « 1 » و اراده و مشيت الهى « 2 » رد كرده است . حتى گاهى در هنگام رد سخنى از يكى از اساتيد خود ، به دليل احترام وى ، از او نامى نمىبرد . « 3 » و اينك چند نمونه از برخوردهاى نقادانه فيض با نظريه‌هاى بزرگان حديث : الف : در تفسير « صمد » در سورهء مباركهء اخلاص ، مرحوم كلينى آن را به معناى « مصمود اليه » ، يعنى كسى كه مقصود همه است گرفته است و روايت‌هايى از امام باقر عليه السلام و جواد عليه السلام در اين زمينه نقل مىكند . سپس اضافه مىكند : معناى صحيح صمد ، همين است ، ولى معنايى كه مشبّهه براى صمد ذكر كرده‌اند نادرست است . آنها صمد را به معناى شىءِ تو پر - چيزى كه ميان تهى نيست - گرفته‌اند كه با آيهء « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » مخالفت دارد ، زيرا تو پر بودن از اوصاف اجسام است . « 4 » مرحوم فيض مىفرمايد : گرچه تفسير « صمد » به « مصمود اليه / مقصود همگان » صحيح است ، لكن تفسير صمد به معناى « شىء تو پر » هم درست است ؛ زيرا هم در زبان عرب استعمال شده و هم در روايات « 5 » اهل بيت عليهم السلام آمده است . « صمد » به معناى شىء تو پر ( مالا جوف له ) نيز تفسير صحيحى دارد كه از اوصاف اجسام نيست و ما قبلًا آن را آورده‌ايم . « 6 » اين تفسير صحيح همان است كه فيض به نقل از استادش ملّا صدرا ذكر كرده است :

--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 380 . ( 2 ) . همان ، ص 458 . ( 3 ) . همان ، ص 179 : نقل نظر شيخ بهايى با تعبير « بعض الاعلام » و رد آن . ( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 124 ؛ الوافى ، ج 1 ، ص 479 . ( 5 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 91 ؛ الوافى ، ج 1 ، ص 363 و 366 ( 6 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 479 و 480 .